عمومی

سه عنصر اساسی برای معامله موفق

موضوع مهمی که ذهن عموم فعالان بورس به‌خصوص تازه‌واردان را به خود مشغول می‌کند این است که چگونه می‌توانند پیش‌بینی صحیحی از آینده شرکت‌ها، قیمت‌ها و روند معاملات در بورس داشته باشند؟

در هر معامله موفق سه عنصر اصلی نقش دارند که عبارتند از پیش‌بینی قیمت، زمان‌بندی و مدیریت مالی. حال به بررسی هرکدام از این موارد می‌پردازیم:

۱-    پیش‌بینی قیمت

پیش بینی، بیان‌کننده انتظار ما در مورد جهت حرکت قیمت است. این اولین گام اساسی در تصمیم‌گیری‌های معاملاتی است. فرآیند پیش‌بینی، یعنی تشخیص اینکه بازار کاهشی خواهد بود یا افزایشی. پاسخ به این سوال که آیا باید خرید یا فروخت نیز در گرو این پیش‌بینی است. اگر پیش‌بینی اشتباه باشد هیچ‌کار دیگری نیز در ادامه موثر نخواهد بود.

موضوع مهمی که ذهن عموم فعالان بورس به‌خصوص تازه‌واردان را به خود مشغول می‌کند این است که چگونه می‌توانند پیش‌بینی صحیحی از آینده شرکت‌ها، قیمت‌ها و روند معاملات در بورس داشته باشند؟ پاسخ این است که در این حوزه و در بین این حجم بالای از اطلاعات، حتی متخصصان و افراد با سابقه نیز ممکن است پیش‌بینی‌های دقیقی از آینده نداشته باشند، اما دلیل چیست؟ حقیقت آن است که همیشه یک متغیر موثر و غیرقابل پیش‌بینی که شما آن را لحاظ نکرده باشید امکان وقوع دارد و همین یک متغیر می‌تواند به کلی مفروضات شما را زیر سوال ببرد.

ما در معاملات خود در بورس هیچ‌وقت پیش‌گویی نمی‌کنیم، حتی بهتر از واژه پیش‌بینی، استفاده از واژه‌های برآورد یا تخمین است. درواقع شما نمی‌توانید هیچ‌گاه چیزی را پیش‌بینی کنید و این موضوع بسیار مهمی در دنیای بازارهای مالی است و اشاره مستقیمی به موضوع عدم‌قطعیت دارد، اما می‌توانید خود را برای سناریوهای مختلفی که ممکن است با آن روبه‌رو شوید، آماده کنید. سوال این است که اگر امکان پیش‌بینی بورس وجود نداشته باشد پس برخی افراد چگونه موفق به کسب بازدهی می‌شوند؟ به بیان دقیق‌تر برخی از فعالان این بازار چگونه در این دنیای پر از عدم‌قطعیت برای سال‌های طولانی بقا پیدا می‌کنند؟ “آموزش و یادگیری مداوم” با تاکید بر کلمه “مداوم” پاسخ این سوال است.

آموزش و یادگیری

عدم قطعیت‌ها فعالان را به سمت استفاده حرفه‌ای از ابزارهایی جهت “کاهش” عدم‌قطعیت‌ها سوق داده است. در  دو دسته کلی این ابزارها تحلیل بنیادی و تکنیکال هستند. این دو ابزار در دو رویکرد کمک می‌کند یک سرمایه‌گذار تا جای ممکن نسبت به شرکت مورد‌نظر شناخت پیدا کند و از داده‌های موجود جهت برآورد آینده استفاده کند و آن‌ها را پردازش کند. هرچه بررسی‌ها و شناخت روی شرکت بیشتر باشد، عدم‌قطعیت نیز کمتر خواهد بود اما به دلیل همان متغیرهای غیرقابل پیش‌بینی که پیش از این از آن صحبت کردیم، هیچ‌گاه به صفر نمی‌رسد، این عدم‌قطعیت بیان دیگری از همان مفهوم ریسک است و به همین دلیل است که سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی یک سرمایه‌گذاری بدون ریسک (risk free) همانند سپرده بانکی محسوب نمی‌شود.

تداوم آموزش و به‌روز نگه‌داشتن اطلاعات

تداوم آموزش و به‌روز نگه‌داشتن اطلاعات

سوال مهم این است که آیا شرکت در یک دوره آموزشی، کسب یک مدرک دانشگاهی و… برای یک بار و همیشه از ما یک سرمایه‌گذار می‌سازد؟ کسب آموزش‌های مقدماتی و پیشرفته در ابتدای مسیر لازمه شروع است و شرط لازم محسوب می‌شود. در واقع پله اول حرکت شماست و بدانید اگر بدون این که پای‌تان را روی این پله گذاشته باشید در حال حرکت روی پله‌های بعدی هستید، روزی ناگزیر به این پله برخواهید گشت. اما به‌طور قطع کسب این آموزش از شما یک سرمایه‌گذار نمی‌سازد و پاسخ خیر است. چرا‌که جهان ابزارهای مالی جهانی در حال حرکت و پیش‌رونده است و اگر شما همگام با آن حرکت نکنید از آن، جا خواهید ماند. این در‌حال ‌حرکت‌بودن به آن معنی است که روزانه اطلاعات زیادی در بازارهای مالی رد‌و‌بدل می‌شود که آگاهی از این اطلاعات و نیز آگاهی از دانش روز جهت بهبود تصمیم‌گیری‌هایتان نیاز است.

این مطلب را هم بخوانید:
آنچه برای شروع سرمایه گذاری در بورس باید بدانیم

نظم، کلید تحلیل در پیش‌بینی بورس

هر نوع از تحلیلی را برای تصمیم‌گیری‌های خود انتخاب کنید، بنیادی، تکنیکال، هردو یا… در نهایت چاره‌ای ندارید که اگر می‌خواهید در این مسیر حرفه‌ای شوید، به‌صورت منظم داده‌ها را دریافت کنید، منظم طبقه‌بندی کنید و منظم پردازش کنید. نظم کلید تحلیل‌گران حرفه‌ای در این بازار است که کمک می‌کند داده‌های اضافی را کنار بگذارید و داده‌های موثر را به‌صورت دقیق و صحیح مورد پردازش قرار دهید و استفاده کافی از آن‌ها داشته باشید. مسیر تبدیل‌شدن به یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای در هر یک از بازارهای مالی و یا سرمایه‌گذاری نیازمند آموزش و تسلط بر آن بازار است، ذات این بازارها همراه با ریسک است و تنها راه کاهش این ریسک بالاتر‌بردن این تسلط و آگاهی است. برای یادگیری در بازارهای مالی نه می‌توان انتها تعریف کرد و نه مدرک! بازار همیشه آماده است تا اشتباهات شما را به شما یادآوری کند و بهای این یادآوری در بازارهای مالی زیان و از‌دست‌دادن پول است که بهای کمی نیست، لذا در این مسیر باید همواره آموزش را به صورت موازی پیش ببرید تا بهای کم‌تری بپردازید.

۳ روش پیش‌بینی نوسان قیمت سهام در بورس

در بازارهای بورس قشر وسیعی از سرمایه‌گذاران به لحاظ شغل، تحصیلات و تجربه وجود دارند. هر گروه با توجه به تخصص خود شیوه‌های خاصی را جهت تجزیه‌وتحلیل بازار بورس و سهام شرکت‌ها برگزیده و اقدام به خریدوفروش سهام می‌کنند. قیمت سهام هرلحظه و بر اثر تغییرات عرضه و تقاضای بازار قابل‌تغییر است.

اگر تعداد خریداران یک سهم از تعداد فروشندگان آن بیش‌تر باشد، یعنی تقاضای خرید یک سهم بیش‌تر از میزان عرضه آن برای فروش باشد، قیمت آن سهم افزایش می‌یابد و برعکس. درک عرضه و تقاضا و تغییرات قیمتی ناشی از آن بسیار آسان است؛ اما آنچه دشوار است، فهم آن چیزی است که به تغییرات عرضه و تقاضا در بازار سهام می‌انجامد و سبب می‌شود برخی خواهان یا خریدار سهم خاصی شوند و برخی دیگر، رویگردان یا فروشنده آن باشند. برای تشریح این رفتار، نظریه‌های مختلفی شکل‌ گرفته است.

پیش بینی قیمت

۱- روش تاریخی

در روش تاریخی، از دوره زمانی گذشته برای محاسبه انحراف معیار سود سهام استفاده می‌شود و سپس به‌عنوان پیش‌بینی آینده به کار می‌رود. اگرچه سطح نوسان قیمت سهم با گذشت زمان تغییر می‌کند، اما اگر روند مشخصی در نوسان قیمت وجود نداشته باشد، این روش سودمند خواهد بود. بهترین پیش‌بینی ممکن است مبتنی بر نوسان دوره اخیر باشد.

۲- روش سری زمانی

روش دوم برای پیش‌بینی نوسان قیمت سهم، استفاده از سری زمانی الگوهای نوسان در دوره‌های گذشته است. به این توضیح توجه کنید؛ انحراف معیار بازده‌های روزانه سهم براساس ماه‌های اخیر تعیین می‌شود. سپس بر مبنای روند سری زمانی از این انحراف معیارها برای تخمین انحراف معیار بازده‌های روزانه سهم در ماه آینده استفاده می‌شود. این روش با روش اول متفاوت است؛ آن‌هم به این دلیل که از اطلاعات بیش از یک ماه گذشته استفاده می‌کند.

پیش‌بینی ممکن است مبتنی بر رویه موزون باشد؛ مانند ۵۰ درصد ضرب‌در انحراف معیار ماه گذشته به‌علاوه ۲۵ درصد ضرب‌در انحراف معیار در دو ماه قبل به‌علاوه ۱۵ درصد ضرب‌در انحراف معیار در سه ماه قبل به‌علاوه ۱۰ درصد ضرب‌در انحراف معیار در چهار ماه قبل. این روش، وزن بیش‌تری را برای داده‌های اخیر قائل می‌شود، اما اجازه می‌دهد که داده‌های چهار ماه قبل بر پیش‌بینی اثر بگذارند. معمولاً از وزن‌ها و تعداد دوره‌های گذشته‌ای استفاده می‌شود که کم‌ترین خطای پیش‌بینی را داشته باشند.

این مطلب را هم بخوانید:
هر آنچه که باید درباره سبدگردانی اقتصاد بیدار بدانید

با این حال عوامل مختلف اقتصادی و سیاسی می‌توانند موجب شوند که نوسان قیمت سهم به‌طور ناگهانی تغییر کند؛ بنابراین حتی دقیق‌ترین مدل‌های سری زمانی لزوماً نوسان قیمت سهم را به‌درستی پیش‌بینی نمی‌کنند.

۳- انحراف معیار ضمنی

روش سوم برای پیش‌بینی نوسان قیمت سهم، محاسبه انحراف معیار ضمنی طبق مدل قیمت‌گذاری اختیار خرید یک سهم است. صرف اختیار خرید یک سهم بستگی به عواملی همچون رابطه بین قیمت سهم و قیمت مورد توافق اختیار خرید، شمار روزها تا قبل از تاریخ انقضاء اختیار خرید و نوسان پیش‌بینی شده تغییرات قیمت سهم دارد. فرمولی برای برآورد صرف اختیار خرید براساس عوامل گوناگون وجود دارد.

جز در موارد نوسان پیش‌بینی‌شده، ارزش واقعی این عوامل مشخص است؛ اما با توجه به‌صرف واقعی اختیار خرید که توسط سرمایه‌گذاران برای آن سهم پرداخت می‌شود، محاسبه سطح نوسان پیش‌بینی‌شده امکان‌پذیر است. آن دسته از مشارکت‌کنندگان بازار که می‌خواهند نوسان را طی دوره ۳۰ روزه پیش‌بینی کنند، اختیار خریدی را در نظر می‌گیرند که ۳۰ روز تا انقضای آن مانده است. این معیار نشان‌دهنده نوسان پیش‌بینی‌شده سهم در یک دوره ۳۰ روزه توسط سرمایه‌گذارانی است که سهام را معامله می‌کنند. مشارکت‌کنندگان از این معیار برای پیش‌بینی نوسان قیمت سهم استفاده می‌کنند.

۲- تاکتیک‌های معامله یا زمان‌بندی

تاکتیک‌های معامله یا زمان‌بندی مشخص‌کننده زمان ورود و خروج از بازار است. در بسیاری از مواقع ممکن است جهت حرکت قیمت را درست پیش‌بینی کرده باشیم ولی به علت زمان‌بندی نادرست دچار ضرر و زیان شویم. زمان‌بندی به‌طور ذاتی یک نوع روش تکنیکال است. بنابراین حتی اگر بر اساس تحلیل فاندامنتال اقدام به معامله شود در این مورد یعنی تعیین زمان ورود و خروج از بازار باید از ابزارهای تکنیکال کمک گرفت.

۳- مدیریت مالی

مدیریت مالی

مدیریت مالی یعنی نحوه تخصیص و تقسیم‌بندی وجه، این موضوع شامل مباحثی چون پرتفولیو، تنوع سرمایه‌گذاری در هر بخش، درجه ریسک‌پذیری در هر نوع بازار، تعیین نقطه ایست برای ضرر، نسبت ریسک به سود، تصمیم‌گیری پس از طی دوره‌های موفق یا ناموفق معامله و نیز محافظه‌کارانه یا تهاجمی‌بودن معاملات می‌باشد.

قوانین مدیریت سرمایه مبحث قابل‌توجهی در هر استراتژی معاملاتی خوب است. مدیریت ریسک در هر پوزیشن واحد معاملاتی یا سرمایه‌گذاری اهمیت مشابهی دارد، مانند خرید سهام و روش آن یا قوانین مدیریت معاملات. این بخش برای “معامله‌گران” یا “سرمایه‌گذاران” کاملا نادیده گرفته شده است. اما شما نمی‌توانید بدون این قوانین کسب درآمد کنید.

سه نکته مهم در استراتژی مدیریت سرمایه

هنگامی که می‌خواهید سرمایه خود را به طرز صحیحی در بورس سهام مدیریت کنید، بایستی همیشه به دنبال پاسخ به این سه سوال باشید:

  • میزان ریسک در هر پوزیشن در پرتفوی من چه اندازه است؟
  • چند معاملات باز در یک زمان می‌توانم داشته باشم؟
  • نسبت سود به ریسکم چه اندازه است؟

استراتژی مدیریت نقدینگی شما بایستی به شما کمک کند تعدادی از سهام را برای هر معامله‌ای که می‌خواهید انجام دهید، قرار دهد. این روشی است که سرمایه و ریسک شما را مدیریت می‌کند.

مدیریت سرمایه

نکته اول: مدیریت سرمایه – ریسک بزرگی را به همراه دارد.

تعریف میزان حداکثر ریسک برای هر موقعیتی می‌تواند فقط کمی متفاوت باشد. بهترین معامله‌گران و مدیران سرمایه توصیه می‌کنند مقادیر بین ۰٫۵٪ تا ۲٪ از کل سرمایه را به‌کار برند.

این مطلب را هم بخوانید:
بایدها و نبایدهای سرمایه‌گذاری در بورس

مثال:

مقدار حساب ۱۰۰۰۰۰ دلار آمریکا است. حداکثر ریسک برای هر موقعیت ۱٪ است. به عبارت دیگر شما می‌توانید ۱۰۰۰ دلار در هر معامله از دست بدهید. اگر فاصله بین ورود به پوزیشن و حد ضرر (Stop Loss) یک دلار باشد، شما می‌توانید پوزیشن خود را با ۱۰۰۰ سهم باز کنید. به سادگی محاسبه شد (ریسک مطلق) / (میزان فاصله بین سطوح ورود به پوزیشن و حد ضرر (SL)).

آیا بایستی پوزیشن خود را با ۱۰۰۰ سهم باز کنید ؟ خیر، شما باید سایر قوانین مدیریت سرمایه را بررسی کنید و نتایج را ادغام کنید.

نکته دوم: چند معامله باز شده در یک زمان می‌توانید داشته باشید.

مدیریت‌کردن تعداد حجم زیاد از معاملات با دو دست کار آسانی نیست به خصوص اگر که حد سود و ضرر را دستی انجام دهید. شما بایستی قادر باشید معاملات را به‌صورت دستی جهت احتیاط حرکات قوی در بازار مدیریت نمایید. حتی اگر معامله‌گر روز نباشید اما معامله‌گر سویینگ (یا نوسان‌گیر) هستید، باز هم ممکن است دشوار باشد. شما باید حداکثر تعداد موقعیت‌های باز را محدود کنید. حداکثر مطلق برای یک فرد تنها هشت پوزیشن باز با هم است. از این محدوده فراتر نروید.

به‌طور حداکثر پنج یا شش معاملات باز با هم یک محدوده مناسب برای هر معامله‌گر است.

مثال

میزان حساب شما در کارگزاری ۱۰۰،۰۰۰ دلار است. وقتی تصمیم گرفتید ۵ پوزیشن باز را با هم داشته باشید، کارگزاری شما مارجین شبانه به نسبت ۲ به ۱ را برای‌تان فراهم می‌کند. به عبارت دیگر می‌توانید ۴۰،۰۰۰ دلار برای یک معامله استفاده کنید.

چگونه محاسبه شده است؟

۱۰۰,۰۰۰ x 2/5 = $40,000

وقتی شما می‌خواهید سهامی با قیمت ۲۰ دلار بخرید این قانون به شما می‌گوید که می‌توانید چند تا پوزیشن با هم داشته باشید. ۲۰۰۰ سهم. آن را با تعداد سهم‌ها از قانون قبلی ترکیب کنید و از میزان کم‌تر برای تنظیمات معامله خود استفاده کنید.

نکته سوم: نسبت ریسک به سود

اصلا تلاش نکنید نسبت ریسک به سود ۲٫۵ به ۱ باشد. این قانون در آمارتان مهم است، مخصوصا اگر یک معامله‌گر تازه‌کار و بدون هیچ سابقه تجاری مربوطه هستید. بنابراین نسبت را ۳ به ۱ قرار دهید.

کلیه قوانین مدیریت سرمایه می‌تواند به‌آسانی در صفحه گسترده تعریف شود (مانند برنامه Excel or OpenOffice Calc) و تمام حجم‌ها به‌شکل اتوماتیک حساب می‌شوند. زمانی‌که وارد پوزیشن می‌شوید، ورود به پوزیشن و حد سود و ضرر را مشخص کنید.

نتیجه‌گیری

راحت‌ترین روش برای خلاصه‌بندی این عناصر مختلف این است که بگوییم: پیش‌بینی قیمت، یعنی چه کاری انجام دهیم (خرید یا فروش). زمان‌بندی، یعنی تصمیم‌گیری اینکه این کار را چه وقت انجام دهیم و مدیریت مالی، یعنی اینکه به چه نحو و چطور این کار(معامله) را انجام دهیم.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۰ میانگین: ۰]
نصب اپلیکیشن فانتیکال

احسان حسینی

احسانم. تا وقتی که می‌توانم بنویسم و بخوانم، یاد می‌گیرم. و تا وقتی که توان یادگیری دارم، هیچ مقصدی برایم صعب‌الوصول نیست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا